خواب
خواب خوب ویژه خوانندگان
فروردین ۴, ۱۳۹۸
تراجنسیتی
صدا در تغییر جنسیت
فروردین ۲۳, ۱۳۹۸

تاثیر اختلالات روانپزشکی بر کیفیت صدا

مقدمه

 صدا بیانگر صفات شخصیتی و افشاگر هویت انسان است. اثر اختلالات روانی بر کیفیت صدا نوعی اختلال به نام دیسفونی روانی psychogenic dysphonia نامیده می شود. عصبانیت، افسردگی، مشکلات خانوادگی و شغلی یا اجتماعی از علل اختلالات صوتی- روانی به شمار می روند. شاید بتوان شايعترين نوع اختلالات روانی- صوتی را بيش فعالي صوتی ( پرکاری صوتی) نام برد.

هدف

هدف از اين مطالعه، تحليل كيفيت صدا و نوع تشخيص باليني اختلالات روانپزشكي است.

مواد و شرایط

  •  اين تحقيق شامل 50 بيمار مبتلا به اختلالات صوتي و30 نفر با صداي فيزيولوژيک در سال 2017 بود.
  •  در گروه بیمار60٪ از بیماران تحت درمان های اختلالات اعصاب قرار گرفتند و 12٪ نیز دچار افسردگی بودند.
  •  در تشخيص نوع بالينی بيماری های روانپزشکی از GRBAS استفاده شد. حداکثر زمان آواز (MPT) و نوع تنفس نیز بررسی شد.
  • تصویربرداری از حنجره با روش HSDI انجام شد.
  •  ارزیابی پارامتری صوتی انجام شد.

معرفی

صدا بیانگر روح و شخصیت انسان است. کیفیت صدا نیز بستگی به شرایط اجتماعی و حرفه ای انسان دارد. یک علت شایع اختلالات روان شناختی صدا و گفتار، درگیری های خانوادگی و شغلی است. لرزش و گرفتگی صدا معمولا در افراد درونگرا ظاهر می شود چرا که با واکنش شدید به استرس، بیگانگی با اطرافیان و نارضایتی روبرو هستند. این شرایط اغلب با افسردگی همسو می شوند. اغلب دلیل این لرزش ها در صدا اختلال عملکردی بر اثر درگیری های روانی است  و به ندرت نتیجه بیش فعالی تارهای صوتی (پرکاری صوتی) است.

هدف از آزمایش

هدف از این کار تجزیه و تحلیل کیفیت صدا و تشخیص نوع بالینی اختلال روان شناختی است.

مواد و روش

این مطالعه شامل یک گروه از 50 بیمار مبتلا به اختلالات روانی مرتبط با صدا و گفتار تشخیص داده شده در گروه شنوایی سنجی بالینی و گفتار درمانی دانشگاه پزشکی بیالیستوک بود که در درمانگاه فیزیوتراپی بیمارستان بالینی دانشگاه بلالیستوک در سال 2017 تحت درمان قرار گرفتند.

 گروه شامل 41 نفر (82٪) زن و 9 نفر (18٪) مرد بودند. بیماران در سنین بین 26 تا 59 سال و با سن متوسط ​​44 سال بودند. در گروه تشخیصی، 30 نفر (60٪) بیماران دارای اختلالات اعصاب، 6 نفر (12٪) افسردگی؛ 24 نفر (28٪) خانواده های دچار درگیری های حرفه ای و اجتماعی بودند. این افراد علائم آسیب شناختی دستگاه تنفسی فوقانی نداشته، غیر سیگاری بودند و 60٪ از افراد به صورت حرفه ای از صدای خود استفاده می کردند.

تنش عضلانی گردن و حنجره با بررسی استروبوسکوپی از دهان و حلق انجام شد.

ارزیابی ادراکی کیفیت صدا با استفاده از مقیاس استاندارد GRBAS انجمن Logopedics and Phoniatrics ژاپن انجام شد.

برای تصویربرداری از لرزش های تارهای صوتی واقعی، از تکنیک (High-Speed ​​Digital Imaging (HSDI استفاده شد.

حداکثر زمان حجم تنفسی (MPT) در طی واکه “a” مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. زمان در ثانیه اندازه گیری شد و میانگین سه نمونه صوتی محاسبه شد.

تمام بیماران از لحاظ الگوهای تنفسی مورد ارزیابی قرار گرفتند.

گروه کنترل 30 نفر شامل افرادی با صدای فیزیولوژیک (Euphonic) بودند که در آن 24 زن (80٪) اکثریت بودند. میانگین سن پاسخ دهندگان 42 سال و بین 26 تا 57 سال بود. گروه شاهد شامل افراد بدون ضایعات پاتولوژیک حنجره و دستگاه تنفسی فوقانی بود.

گروه مورد و شاهد به لحاظ سن و جنس به طور معنی داری تفاوت نداشتند. در تجزیه و تحلیل آماری مقادیر عینی، یک تجزیه و تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد.

نتایج ارزیابی

در 48 نفر (96٪) بیماران، تنش بیش از حد گردن و عضلات صورت در حین آواسازی یافت شد، در حالی که بررسی عکسبرداری از حنجره نشان دهنده تنش بیش از حد مزوفارنکس و لارنژوفارنکس بود. در 2 نفر باقی مانده (4٪)، علائم یاد شده یافت نشد.

 ارزیابی ادراک کیفیت صدای با استفاده از مقیاس GRBAS (شکل 1) که در 48 نفر (96٪) بیماران خشونت صدا، تقلا و فشار در تولید صدا در 47 نفر (94٪)، ضعیف بودن صدا در 4 نفر (8٪) بیماران و هوادار بودن صدا در 3 نفر (6٪) را نشان داد.

گروه کنترل GRBAS شامل پارامترهای فیزیولوژیک خاصی به شکل نتایج G-0، R-1، B-1، A-1، S-1 بود.

شکل 1

تصویر برداری از حنجره 44 نفر (88٪) پاسخ دهندگان، کاهش دامنه ارتعاش، کاهش امواج مخاطی (MW)، را نشان داد. چهار نفر (9٪) بیماران این گروه همچنین دارای مثلث کوچک انقباضی در بخش شکمی خلفی بودند (شکل 2).

شکل 2

در 5 نفر (10٪) افراد، افزایش دامنه ارتعاش، محدودیت موج مخاطی (MW)، انقباض ناقص واکنشی تارهای صوتی در قسمت میانی و خلفی یافت شد (شکل 3).

شکل3
شکل 3

در 1 نفر (2٪) از بیماران، انقباضات فضای حلقی به شکل شدیدی مشاهده شد (شکل 4).

شکل4
شکل 4

در گروه کنترل، ارتعاشات شکاف صوتی به طور منظم، متقارن، همزمان با موج مخاطی طبیعی (MW) بود. بسته شدن کامل تارهای صوتی مشاهده شد (شکل 5).

شکل5
شکل 5

در بیماران مبتلا به گرفتگی صوتی، متوسط ​​MPT  23 ثانیه بود.بیماران اختلال پرکاری صوتی – 5.16 ثانیه، و اختلال افسردگی – 6.86 ثانیه. (شکل 6).

شکل6
شکل 6

تجزیه و تحلیل پارامتریک صدا در بیماران مبتلا به دیسفونی روانی (شکل 9، 11 و 13) نشان دهنده مقادیر پارامترهای صوتی و تعیین ضرایب است که مقادیر آن از سطح هنجار فراتر رفته است. شکل 7 نتیجه ای از تجزیه و تحلیل پارامتری در یک فرد با صدای خوش بینانه را نشان می دهد.

بحث

صدای سالم- دلپذیر نتیجه همکاری کارآمد بسیاری از ارگان ها است. از ارتعاش صحیح تارهای صوتی، عملکرد کارآمد ارگان های تنفسی، عملکرد صحیحی مفصل ها و غضروف های مرتبط با حنجره، حفره های تشدید کننده و دیگر موارد بستگی دارد. ارگان های آوازی به شکل قابل توجهی تحت کنترل اعصاب و روان قرار دارند. کیفیت صدا نیز از ویژگی های روانی و شرایط اجتماعی و شغلی تاثیر می پذیرد. روان و شخصیت بیمار دارای اختلالات عصبی و یا روانی به طور قابل ملاحظه ای کیفیت صدا و گفتار را مختل می کند. Perello اختلال عملکردی روانی را به عنوان بیماری phononeurosis توصیف کرد.

آسیب شناسی حنجره باید یک مبنای روان شناختی و عملکردی همراه با بررسی های فیزیولوژیک و ارگانیک باشد و نه فقط یکی از آن ها.

گروه مورد بررسی بیماران شامل اکثریت زنانی بودند که میانگین سن آنها 44 سال بود که در اوج فعالیت حرفه ای خود قرار داشتند. نتایج نشان می دهد افراد مبتلا به اختلالات صوتی، درونگرا، آسیب پذیر نسبت به استرس و ناراضی از شرایط زندگی خود هستند. در گروه مطالعه، 60٪ از افراد مبتلا به phononeurosis، 12٪  افسردگی، و دیگران درگیری های خانوادگی و اجتماعی را گزارش کردند. اختلال عملکردی دیگری که این افراد به آن مبتلا شده اند تنش عضلات حنجره (MTD)  بود. به گفته مارتینز و همکاران

اختلال بیش فعالی شدید (پرکاری شدید صوتی) می تواند ناجل (ندول تارصوتی) ایجاد کند که در 2٪ از بیماران مشاهده می شود. شکل بالینی دیگر اختلال روانپریشی اختلال افسردگی است. در این افراد صدای واضح و سالم در طی سرفه، خنده و گریه  مشاهده شد.

مقیاس ادراکی GRBAS برای ارزیابی کیفیت و شدت اختلال است. در گروه مورد تجزیه و تحلیل بیماران، دومین شایعترین نوع G-2 خفیفی (خشونت صدا) در 26 نفر (52٪) بیماران بود. G-0 صدای نرمال در 2 بیمار ثبت شد که 4٪ از پاسخ دهندگان را شامل می شود. صدای پرفشار طبقه بندی شده به عنوان S-2 در مقیاس GRBAS بیشترین موارد را در گروه مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است، در حالی که 94٪ موارد، نشان دهنده وجود اختلال بیش فعالی صوتی (پرکاری صوتی) است.

تکنیک های عکسبرداری به ویژه در ارزیابی تحرک تارهای صوتی مفید است.

دقیق ترین ابزار تشخیصی، تصویربرداری دیجیتال با سرعت بالا (HSDI) است که اجازه می دهد تا تصویربرداری از لرزش های واکنشی واقعی را نشان دهد.

مورفولوژی موج مخاطی (MW) اجازه می دهد تا تمایز عینی اختلال عملکردی را با اختلال فیزیولوژیک مشاهده کنیم. استفاده از این تکنیک منحصر به فرد، امکان تشخیص دقیق را به شکل فوق العاده ای تا 88٪ افزایش داد. یک شکل خاص از اختلالات عملکردی صدا، اختلال اسپاسمودیک دیسفونیا است. این آسیب ناشی از اختلالات عصبی در مسیر های عصب نزدیک شونده یا دور شونده تار صوتی است. در گروه مورد تجزیه و تحلیل هیچ اختلال اسپاستیک مشاهده نشد. علائم التهابی در معاینه حنجره وجود ندارد. عملکرد تنفسی و دفاعی حنجره حفظ می شود. با توجه به نقش بازگشت اسید معده به فضای حلقی در تنش عضلانی و تحرک نرمکام، زبان، و فضای حنجره که نقش پررنگیات. در معاینه لارنگولوژیک با رویکرد روانشناختی بهتر است ریفلاکس معده نیز بررسی شود.

یک پارامتر مهم آیرودینامیکی صدا، که نباید فراموش شود، حداکثر زمان – MPT است که در زمان تولید و کشیدن واکه “a” طول استقامت و ساپورت تنفسی را به طور کامل مشخص می کند. این روش ساده و سریع برای شروع ارزیابی های بیمار مناسب است. مواد مورد تجزیه و تحلیل نشان داد که کاهش معنی دار MPT در همه موارد بالینی تشخیصی دیسفونی روانی-عصبی (psychogenic dysphonia) وجود دارد. گروه شاهد مقدار MPT متوسط را 23 ثانیه نشان داد.

تشخیص سریع و دقیق فرم بالینی در دیسفونی روانی باعث می شود که یک برنامه درمانی مناسب به اجرا درآید. بدر و شیک

تأکید می کنند که اغلب بیماران مبتلا به دیسفونی روانی بدون آنتی بیوتیک درمان می شوند.

با توجه به Mathieson و همکاران

 افزایش تنش عضلانی حنجره و گردن ممکن است علائم اصلی اختلالات صوتی روانی باشد و باعث درد در هنگام فعالیت صوتی شود. اغلب، در این موارد صوت درمانی بسیار موثر نیست. طبق نظر نویسنده، در چنین مواردی باید از درمان دستی (manual therapy) استفاده کرد، که مخصوصا در درمان اختلال بیش فعالی (پرکاری صوتی) مفید و درمان است.

درمان تاریخی و متداول در گذشته اختلال دیسفونی عملکردی شامل استفاده از اسپری  “stimulating” بر روی تارهای  صوتی، تزریق خوراکی “quinine” ، آرسنیک یا استریچنینی بود.

درمان معاصر دیسفونی روانی نیازمند یک رویکرد چند جانبه است که شامل صوت درمانی ، دارو درمانی ، روان درمانی، و منوال تراپی می شود. به گفته مارتینز و همکاران

درمان بین رشته ای در دسیفونی روانی، کلید موفقیت است.

نتیجه گیری

  • اختلال دیسفونی – روانی اغلب در زنانی که دوره فعاليت حرفه اي خود را در حال سپری هستند صدایشان را تحت تأثير قرار مي دهد.
  • شايع ترين نوع باليني اختلال روانی در آسیب های صوتی، اختلال بيشفعالي (پرکاری صوتی) است.
  • عکسبرداری از حنجره (HSDI) اجازه می دهد تا تشخیص دقیقی اعمال شود.
  • روش و الگوهای تنفس غیر طبیعی باعث کاهش قابل ملاحظه حداکثر زمان آواسازی می شود. همچنین اختلال در تنفس از دیگر اثرات الگوهای تنفس غیر طبیعی است که کیفیت صدا را تحت تأثیر قرار می دهد.
  • ارگان های آوازی به شکل قابل توجهی تحت کنترل اعصاب و روان قرار دارند.
  • آسیب شناسی حنجره باید یک مبنای روان شناختی و عملکردی همراه با بررسی های فیزیولوژیک و ارگانیک باشد و نه فقط یکی از آن ها.
  • افزایش تنش عضلانی حنجره و گردن ممکن است علائم اصلی اختلالات صوتی روانی باشد و باعث درد در هنگام فعالیت صوتی شود. اغلب، در این موارد صوت درمانی بسیار موثر نیست. طبق نظر نویسنده، در چنین مواردی باید از درمان دستی (manual therapy) استفاده کرد، که مخصوصا در درمان اختلال بیش فعالی (پرکاری صوتی) مفید و درمان است.
  • درمان معاصر دیسفونی روانی نیازمند یک رویکرد چند جانبه است که شامل صوت درمانی ، دارو درمانی ، روان درمانی، و منوال تراپی می شود. به گفته مارتینز و همکاران درمان بین رشته ای در دسیفونی روانی، کلید موفقیت است.

دیدگاهتان را بنویسید

error: غیر فعال است